دهه فجر، فرصت بازنگری در ارزش ها و آرمان هاست؛ و این که چه بودیم و چه می کردیم و چه می خواستیم، و اکنون کجاییم و چه می کنیم. کمترین ثمره این انقلاب، گشودن فصلی نو در تاریخ معاصر است و این کم چیزی نیست. آیا احساس سربلندی نمی کنید که آیین و مکتب شما، یعنی اسلام حیات بخش، امروز در دل میلیون ها انسان ناامید و سرخورده بارقه امید آفریده و آنان به نجات خویش در پناه اسلام، امیدوار و دلخوش اند، و در این راه، عاشقانه تلاش می کنند؟
وقتی که امام آمد، ستم رفت، شاه رفت و پلیدی و تباهی و سیاهی رخت بربست. وقتی که امام آمد، لاله ها سر از خاک برآوردند و فرشی برای گام های پرصلابت او شدند. وقتی که امام آمد، باغچه ها گل داد، دل ها شادمان شد و امت جشن برپا کردند. وقتی که امام آمد، عشق و ایمان را به ما هدیه کرد و ایثار را به ما آموخت.
وقتی که امام آمد، آزادی به خانه ها برگشت، ما استقلال خویش را باز یافتیم و جمهوری اسلامی با دست مبارک او بنیاد نهاده شد.
وقتی که امام آمد، تمامی امیدها و خوبی ها را با خود به ارمغان آورد. پس مبادا «راه امام» را گم، و «کلام امام» را فراموش کنیم. همه مان بدانیم که اگر امروز، فجری داریم، از فروغ آن خورشید فجر آفرین است.
نظرات ()حزن و اندوه در فراق حضرت ولى عصر (عج)
یکى از نشانههاى دوستى، محزون بودن در فراق و دورى از دوست و محبوب است. بدیهى است که علاقمندان به امام زمان(عج) در دوران غیبت کبرای در فراق او اندوهگین بوده و این حزن و اندوه را به گونههاى مختلفى بروز میدهند.
ائمه اطهار(ع) نیز براى امام زمان(عج) مىگریستند؛ چنان که سدیر صیرفى مىگوید: خدمت مولایمان امام صادق(ع) رفتیم و امام را در حال گریه و ناله دیدیم. او
آنگاه حالت امام را اینگونه تشریح مىکند: "هو یبکى بکاء الوالد الثکلى ذات الکبد الحرسى قد نال الحزن من وجنتیه و شاع التغییر فى عارضیه و املاء الدموع محجریه و هو یقول سیدى غیبتک نفت رقادى وضیقت على مهادى وابتزت منى راحة فؤادى، سیدى غیبتک اوصلت مصابى بفجائع الابد"() او همچون مادر فرزند از دست داده، مىگریست، اندوه از گونههاى مبارکش پیدا بود و رنگ چهرهاش تغییر کرده بود. اشکهاى او لباسش را خیس کرده بود و در این حالت مىگفت: مولاى من! غیبت تو، خواب را از چشمانم ربوده و زمین را بر من تنگ نموده و آسایش دلم را از من گرفته است. مولاى من! غیبت تو، بلا و مصیبت مرا به فاجعههاى ابدى پیوند داده است.
شاعر عرب حزن و اندوه قلبى خود را در غم دورى از حضرت مهدى (عج) چنین بیان کرده است:
قلبى الیک من الاشواق محترق ودمع عینى من الاماق مندفق
الشوق یحرقنى والدمع یغرقنى فهل رایت غریقا وهو محترق؟()
و شاعرى پارسى گوى، ابیات فوق را چنین به فارسى در آورده است:
دل زشوق دیدنتسوزد چو عود از فراقت دیده بارد همچو رود
غرقه در سیلاب اشک و دل کباب کس غریق شعله ور کى دیده بود
"اللهمَّ أعنّا عَلَى تادیةِ حقوقِهِ إلیه" خدایا! ما را در اداى حقوقى که امام زمان (عج) بر ما دارد یارى فرما.
نظرات ()السلام علیک یا اباعبداللَّه الحسین "
احادیث پیامبر در مورد امام حسین (ع )
قالَ رَسُولُ اللّهِ صلّى اللّه علیه و آله :
اِنَّ لِقَتْلِ الْحُسَیْنِ علیه السّلام حَرارَةً فى قُلُوبِ الْمُؤ منینَ لا تَبْرَدُ اَبَداً.
پیامبر اکرم صلّى اللّه علیه و آله فرمود :
براى شهادت حسین علیه السلام ، حرارت و گرمایى در دلهاى مؤ منان است که هرگز سرد و خاموش نمى شود .
منبع : کتاب جامع احادیث الشیعه ، ج 12، ص 556
پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله و سلم فرمودند :
الحسن و الحسین امامان قاما او قعدا .
حسن و حسین در همه احوال امام و پیشوایند ؛ چه بایستند و چه بنشینند .
منبع : کتاب بحار الانوار 43/291 و 44/2
پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله و سلم فرمودند :
ان الحسین باب من اءبواب الجنة
بى گمان حسین درى از درهاى بهشت است .
منبع : کتاب احقاق الحق 9/202
قالَ رَسُولُ اللّهِ صلّى اللّه علیه و آله :
اِنَّ لِقَتْلِ الْحُسَیْنِ علیه السّلام حَرارَةً فى قُلُوبِ الْمُؤ منینَ لا تَبْرَدُ اَبَداً.
پیامبر اکرم صلّى اللّه علیه و آله فرمود :
براى شهادت حسین علیه السلام ، حرارت و گرمایى در دلهاى مؤمنان است که هرگز سرد و خاموش نمى شود .
منبع : ( کتاب جامع احادیث الشیعه ، ج 12، ص 556)
ان الحسین باب من ابواب الجنة .
بى گمان حسین درى از در هاى بهشت است .
منبع : کتاب احقاق الحق 9/202)
من عائده ، حرم الله علیه رایحة الجنة.
کسى که با او ( حسین ) عناد ورزد ، خداوند رایحه بهشت را بر او حرام گرداند.
( کتاب بحار الانوار 35/405 و احقاق الحق 9/202)
ان الحسین بن على فى السماء اکبر منه فى الارض.
بطور یقین حسین بن على در آسمان والاتر از زمین است .
( کتاب عیون اخبار الرضا 1/60 و بحار الانوار 36/204)
حسین منى و أنا من حسین احب الله من احب حسینا حسین سبط من الاسباط .
حسین از من و من از حسینم ؛ دوستدار حسین محبوب خداست ؛ حسین امتى از امت ها است .
منبع : ( کتاب ذخائر العقبى /124 و کتاب سنن ترمذى 2/307 و کتاب کنزالعمال 6/221 و 7/107 کتاب الفصول المهمة /171 و کتاب فضائل الخمسة 3/264 - 262.)
نظرات ()رشادت
وهب جوانی بیست و پنجساله بود که بعد از اجازه امام حسین (علیهالسلام) ، به میدان تاخت و با رشادت عجیبی جنگید، به طوری که نوزده سواره و بیست پیاده را کشت. آنگاه هر دو دست او را قطع کردند. او همچنان جنگید تا او را اسیر کرده و نزد عمر سعد آوردند. عمر سعد که صلابت و دلاوری او را دیده بود، به او گفت: ما اشد صولتک: «چه صولت و رشادت سختی داری؟» سپس دستور داد گردنش را زدند.
صبر و استقامت:
مصائب امام سجاد (علیهالسلام) از جمله سهشبانه روز تشنگی و شدت تب و التهاب، ناظر شهادت و کشته شدن پدر و برادر خردسال و عموها و عموزادگان و کلیه یاران بودن، تاراج خیمهها و اسارت بانوان اهلبیت نشان دهنده عظمت صبر و استقامت آن امام بزرگوار است.
ایثار و فداکاری:
نوجوانان و جوانان کربلا در گذشت و فداکاری چنان جلوهنمائی کردهاند که فداکاری از این نوع را چشم تاریخ به خود ندیده است. در شرح حال عبدالله بن الحسن (علیهالسلام) میخوانیم که در واقعه کربلا نوجوانی 11 ساله بود و در لحظاتی که شمر بر سینه امام حسین (ع) نشسته بود، خود را بر روی امام انداخت تا از ایشان در مقابل دشمنان دفاع نماید ولی آن نابکاران ابتدا با ضربت شمشیر دست وی را قطع و سپس حرمله با تیر وی را در آغوش امام حسین(ع) به شهادت رساند.
شجاعت و شهامت:
یکی از بارزترین صفات جوانان کربلا شجاعت و شهامت آنان بود. این نوجوانان و جوانان شجاع، هریک در مقابل صدها نفر از سپاه شام، با غرور و افتخار ایستادگی نموده و پس از به هلاکت رساندن چندین نفر از آنان، خود به درجه رفیع شهادت نایل آمدند.
صفات پسندیدهای مانند عفو و بخشش، ،آزادگی، عزت نفس، اخلاص، رأفت و... از دیگر اوصاف جوانان کربلاست.
نظرات ()بصیرت
در دوران حاکمیت حکومت اموی، به دلیل تبلیغات زهرآگین علیه خاندان پیامبر صلی الله علیه وآله، تشخیص حقانیت امام حسین علیه السلام کار آسانی نبود و حتی بسیاری از سیاستمداران بزرگ تحت تاثیر وضع حاکم، قیام آن حضرت را مورد انتقاد قرار میدادند و افراد به اصطلاح خیرخواه، به امام علیه السلام توصیه میکردند که دست از مخالفت با یزید برداشته با او به گونهای مصالحه کنند! در چنین موقعیتی عدهای از جوانان با بصیرت به ضرورت قیام امام حسین علیه السلام پی برده و با تمام وجود به حمایت از او پرداختند و لحظهای در این راه به خود تردیدی راه ندادند. امام صادق علیه السلام در یک مورد وقتی به توصیف صفات و فضیلت بینظیر فرمانده و پرچمدار لشکریان امام حسین میپردازد، میفرمایند: خدا رحمت کند عموی ما عباس را او از بصیرت و ژرف بینی بسیار نافذ و ایمان بسیار استوار برخوردار بود. به همراه اباعبدالله به جهاد پرداخت و در نهایت هم به فیض شهادت نایل آمد. در جایی دیگر، در این باره در زیارتنامه آن حضرت میخوانیم: گواهی میدهم که تو در امر دین و اعتقادات هیچگونه سستی از خود نشان ندادی و از روی علم و آگاهی و بصیرت کامل به انجام وظیفه پرداختی و به شایستهترین انسان اقتدا کردی و در این مسیر به شهادت رسیدی.
آری، به برکت همین بینش ژرف و بصیرت کامل، دشمن نتوانست راه او را از امام حسین (علیه السلام) جداسازد.
نظرات ()پایبندی به احکام و ارزشها:
ویژگی دیگر اصحاب امام حسین (علیهالسلام) ، پاسداری از احکام الهی و پافشاری بر ارزشهای اصیل دینی است. همانگونه که، خود امام حسین (علیهالسلام) حتی در بحبوحه جنگ به محض اینکه متوجه میشوند وقت نماز است، دست از جنگ برداشته مشغول نماز میشوند خواهر بزرگوارشان حضرت زینب (علیهاالسلام) نیز با شهادت حضرت، علیرغم تحمل آن همه مصائب حتی در شب یازدهم عاشورا نماز شب خود را ترک نمیکنند و طبق معمول پس از نماز شب به راز و نیاز و مناجات با پروردگار مشغول میشوند. همانطور که بعضی مورخین ذکر کردهاند شخصی به نام سهل به سعد نقل میکند که هنگام ورود کاروان اسرای کربلا به شام، در کنار دروازه دمشق بودم که دیدم مردم به جشن و پایکوبی مشغولند. از دیدن این صحنه و وضع نامناسب اهلبیت امام حسین (علیهالسلام) بسیار متاثر شدم. در فرصتی که به دست آمد خودم را به کنار محمل حضرت سکینه دختر امام حسین (علیهالسلام) رساندم. خودم را به آن بانوی بزرگوار معرفی کردم. عرض کردم: بانوی من از شیعیان پدر بزرگوار تو هستم اگر کاری داشته باشید حاضرم آن را انجام دهم.
سهل بن سعد میگوید: حضرت سکینه به محض شنیدن این سخن به من فرمودند: به نیزهداری که این سر مبارک را با خود حمل میکند بگو کمی جلوتر حرکت کند بلکه مردم مشغول تماشای سر بشوند و در نتیجه از نگاه کردن به سر و صورت حرم رسول خدا خودداری کنند.
از این حکایت به خوبی روشن میشود که علیرغم تحمل داغ پدر و برادران و عموها و... بیاحترامیهای سربازان بیرحم یزید، در چنان شرایطی نیز لحظهای از «حجاب» این حکم ارزشمند اسلامی غافل نبوده است. در حد توان تلاش کرده است تا از آن پاسداری نموده و از به خطر افتادن آن جلوگیری به عمل آورد.
نظرات ()ایمان راسخ
جوانان پاکباز عاشورا به دلیل پرورش در دامان خانوادههای مؤمن و پرهیزکار، به کاملترین مراحل ایمان دست یافته و در راه حاکمیت احکام الهی آماده شهادت بودند.
وقتی امام حسین (علیهالسلام) در مسیر کربلا در منزل «قصر بنی مقاتل» به دنبال خوابی که دیده بودند، جمله «انالله و انا الیه راجعون» را بر زبان آوردند. «علی اکبر» جلو رفت و علت را جویا شد. حضرت فرمود: «اسب سواری جلو من در خواب ظاهر شد و گفت: این قوم شبانگاه در حرکت است و مرگ به استقبالشان میآید.» علی اکبر گفت: «پدرم! آیا ما بر حق نیستیم؟» حضرت فرمود: «سوگند به خدا که ما برحقیم» علی اکبر گفت: «پس ما را باکی از مرگ نیست».
بدیهی است اینگونه از خود گذشتگی حکایت والای یقین و ایمان دارد. لذا وقتی علیاکبر به عنوان اولین شهید از بنیهاشم عازم میدان شدند، در توصیف ویژگیهای اخلاقی و کمالات بلند الهی او فرمودند: پروردگارا شاهد باش که به مبارزه این مردم ستمگر جوانی را، که شبیهترین مردم از نظر خلقت و اخلاق و گفتار به رسول تو بود، فرستادیم و ما هرگاه اشتیاق دیدار پیامبرت را پیدا میکردیم به چهره او نگاه میکردیم.
در شب عاشورا نیز وقتی امام حسینعلیه السلام به اصحاب خود مژده شهادت در راه خدا میدادند، ناگهان حضرت قاسم، فرزند امام مجتبیعلیه السلام رو امام کرده فرمودند: عموجان! آیا این فیض بزرگ شامل حال من نیز خواهد شد؟! امام حسینعلیه السلام در حالیکه سخت تحت تاثیر برادرزاده مهربان قرار گرفته بود، از او پرسیدند: پسرم مرگ در کام تو چه طعمی دارد؟ عرض کرد: مرگ در راه حق برای من شیرینتر از عسل است! آنگاه امامعلیه السلام فرمودند: آری به خدا سوگند تو نیز یکی از کسانی خواهی بود که فردا به فیض عظیم شهادت نائل میآیی. وی از شنیدن این خبر بسیار خوشحال گشت.
نظرات ()گرچه در کارنامه حیات اجتماعی بشر، حماسههای بسیار بزرگی در طول تاریخ به ثبت رسیده است، اما به اعتراف بسیاری از صاحبنظران، هیچ یک از رخدادهای تاریخی قابل مقایسه با حماسه عاشورای امام حسین علیه السلام نیست. در تمام حرکتهای بزرگ اصلاحطلبانه و انقلابهای رهاییبخش حساسترین مسئولیتها بر عهده نیروهای توانمند جوان قرار داده میشود. در نهضت عاشورا نیز مهمترین و سرنوشتسازترین نقشها را نیروهای جوان عهده دار بودند که طی آن هفتاد و دو تن از بهترین مردان شهید شدند.
موفقیت در انجام مسؤولیتهای خطیری که بر عهده یکایک یاران امام حسین (علیهالسلام) در کربلا نهاده شده بود، جز از طریق آراسته بودن به فضیلتهای والای انسانی و الهی امکانپذیر نمیباشد. بدون شک وجود مجموعه ای از صفات و ویژگیهای برجسته انسانی در جوانان و نوجوانان کربلا بود که آنان را به عنوان دلاورمردان تاریخ و اسوه همه ایثارگران بعد از خود در طول تاریخ زنده نگهداشته و جاودانه کرده است. در پست های آتی به برخی از ویژگیهای جوانانی که تا آخرین قطره خون خویش از رهبری و اهداف والای این نهضت دفاع کردند، اشاره میشود. امید که این نوشتار ناچیز به آشنایی بیشتر نسل جوان جامعه اسلامی با اسوه و الگوهای جاودان نهضت عظیم عاشورا کمک نماید.
نظرات ()همه باید بدانیم که آنچه موجب وحدت بین مسلمین است این مراسم سیاسی عزاداری ائمه اطهار و بویژه مظلومان و سرور شهیدان حضرت ابیعبداللهالحسین(ع) است که حافظ ملیت مسلمین بویژه شیعیان ائمة اثنیعشر(ع) میباشد.[١]
این خون سیدالشهداء علیهالسلام است که خونهای همه ملتهای اسلامی را به جوش میآورد و این دستجات عزیز عاشوراست که مردم را به هیجان میآورد و برای اسلام حفظ مقاصد اسلامی مهیا میکند، در این امر سستی نباید کرد.[2]
عاشورا را زنده نگهدارید که در صورت زنده نگه داشتن عاشورا کشور شما آسیب نخواهد خورد.[٣]
١. صحیفه نور / ج 21، ص 173.
٢. صحیفه نور / ج 15، ص 204.
٣ . صحیفه نور / ج 15، ص 205.
نظرات ()حسین، حسین، حسین؛ چه آهنگ دلنشینی دارد این نام؛ چقدر عشق در پس این واژه پنهان است!
کیست که او را بشناسد و در پیشگاه غربتش سر خم نکند؟
کدام مرد است که وام دار مردانگی اش نیست؟
کدام دلی است که از شوق نامش، در سینه بال بال نمی زند؟
کدام دستی است که در مصیبت جاودانه اش، بر سر و سینه نمی کوبد؟
کدام چشمی است که با شنیدن نامش، بارانی نمی شود؟
کدام دینی است که وام دار حسین نیست؟
حسین، او که بی طلوع نگاهش، آفتاب جرات تابیدن ندارد؛ او که پایداری اش زبانزد همه ی کوه های عالم است؛ او که آب، مهریه مادرش بود و در آتش عطش می سوخت؛ او که تندیس مقاومت و آزادگی است؛ او که حیات مرگ، در قبضه ی قدرت اوست.
و عجیب نیست که سر حسین بر نیزه، کار خورشید در آسمان را بکند؛ مگر بی خورشید، ادامه ی حیات ممکن است که بی حسین، ممکن باشد؟
آن روز،شیهه بود و شمشیر؛ هیاهوی نیزه ها بود و بی تابی تیرها در چله ی کمان؛ خیمه های شعله ور بود و کام های خشکیده و های های کودکان خار در پای خلیده؛ اما حسین می داند که با هفتاد و دو تن، می توان هزاران دیوار سنگی را شکست؛ می توان آب نداشت؛ اما آبرو داشت؛ خواب نداشت؛ اما بیداری آفرید؛ می توان از حضیض گودال، بر اوج قله های فتح رسید.
او نگفت: آدم های ناگزیر باشید که اگر عافیت آمد، از عاشورا بگریزید؛ اگر «سلامت» بود به ظالم «سلام» دهید؛ اگر زندگی به خطر افتاد به هر بهانه بمانید او گفت: زیستن در ذلت را تاب نیاورید و از هر چه آب، برای جرعه ای عزت، چشم بپوشید؛ از جان برای جانان بگذرید.
آری! محرم، قلمرو حسین است و حسین، فرمانروای بی چون و چرای دل های بیدار؛ دل هایی که با ضرباهنگ نام حسین تندتر می تپند؛ دل هایی که با یاد خیمه های سوخته، شعله ور می شوند؛ دل هایی که سرای محبت سیدالشهدای تاریخند.
و اینک حسین، در ضیافت سی و سه هزار شمشیر آخته، به ضیافت تشنگی، محاصره و شهادت آمده است.
حسین آمده است تا سرنوشت تاریخ را با خون رقم بزند.
حسین، خونِ ریخته شده ی خداست؛ خونی که راز حیات، بسته به آن است.
| به عزت خط کشی کردی تمام راه را با خون | و حلق تشنه ات می گفت رمز آه را با خون |
| زلال قلب عاشورا، شکست و غسل می دادند | جهان را با سر یک درد و ثاراللّه را با خون |
نظرات ()